کتاب سونات اشباح
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
نمایشنامهای یکپارچه و متحد، متشکل از یک مخلوط همگن از ماده و ذهن انسان! استریندبرگ در این نمایشنامه به دنبال تصویر کردن دنیای رویاها بود؛ جایی که زندهها و مردهها در کنار هم، در منظر تماشاگر نفس میکشند و از هم تأثیر میگیرند، اما در این جهان رویایی هزاررنگ، تنها واقعیت و حقیقت ممکن، مرگ است.
وقتی همۀ پردهها فرو میاُفتد و دیگر چیزی برای عیانکردن و رسواشدن باقی نمیماند، مرگ تنها پناه و پناهگاه آدمهای جهان نمایشی استریندبرگ است، مرگی که خود رهاییبخش و دلپذیر است.
بسیاری از منتقدان سونات اشباح را آغازگر تفکر و منش جهان «کافکایی» و تئاتر پوچی برشمردهاند و از تأثیر این نمایشنامه بر نویسندگان مکتب تئاتر ابسورد، همچون ساموئل بکت، اوژن یونسکو، ژان ژنه و… سخنها گفتهاند.











