کتاب خداحافظ همینگوی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
زندگی نامه نویسان و منتقدان همینگوی اصرار دارند که تمایل او برای رفتن به استقبال خطر و جنگ و بازی با سرنوشت را برجسته کنند در واقع برخی از آن ها او را یک مرد عمل در کسوت نویسنده می دانستند و برخی دیگر او را دلقکی میدیدند که میلی جنون آسا به نمایش های عجیب و غریب دارد اما همه با ستایش یا انتقاد از او کمک کردند تا زندگی نامه ای را که خودش رقم زده بود به یک اسطوره تبدیل کند اسطوره های متشکل از آثاری که آوازه شان در سراسر جهان پیچید. کتاب هایی سرشار از واقع گرایی و مبتنی بر آنچه دیده زیسته و از زندگی آموخته بود. بدون دوران قلندرانه ی پاریس و مسابقات گاوبازی امکان خلق خورشید همچنان می درخشد» نبود و اگر زخم های «فوسالتا» و بیمارستان میلان و عشق بیحد او به اگنس فون کوروساواسکی نبود، «وداع با اسلحه» در ذهن او متولد نمیشد بدون قاچاق الکل و داستان هایی که کالیستو برای او نقل کرده بود، رمان داشتن و نداشتن به وجود نمی آمد بدون جنگ داخلی اسپانیا، صدای بمبها برادرکشی ها و علاقه اش به مارتا گلهورن بیرحم ، برای او امکان نوشتن زنگها برای چه کسی به صدا در می آید فراهم نمیشد بدون روزهایی که در خلیج به سر برده بود و صید بیل ماهی ها و دیگر قصه های هولناک شکار ماهی که از ماهیگیران کوخیمار شنیده بود رمان «پیرمرد و دریا» نور روز را نمی دید.






