کتاب بی تاب با شبروان خواب
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
پرسشی ناگزیر و بنیادین، در این بیت، آن است که چرا خواجهی سخنوران روشن بین شگفتی آفرین، در آن، گناه را روا داشته است. پاسخ این پرسش که حافظ خود نیز در بیت از آن یاد کرده است، این است که آن گناه که سود دیگران در آن باشد و به شیوه ای انسان را بازی برساند و گرهی از کارشان بگشاید و آنان را از دشواری و تنگنایی که بدان دچار آمده اند، برهاند. به راستی، گناه نیست؛ زیرا کسی که دست به چنین گناهی در می یارد، به پاس خویشتن و از سر از و نیاز و هوا و هوس و به آهنگ برآوردن خواسته های پست خودپرستانه، در دام این گناه در نیفتاده است. انگیزهی او در این تردامنی، خود پسندی نبوده است. دیگر دوستی و بازیگری و مهربانی، او را بدان ناگزیر گردانیده است. او خودشکنانه و به زبان خویش کاری را به انجام رسانیده است که به سود دیگران بوده است و در چشم آنان کاری ناپسند و نکوهیده می نموده است.






