سرزمین ببرها

بخشی از کتاب:

مارک: گوش کن ( به سمت امیلی می چرخد ) میخوای پزشک بشی یا جراح؟
امیلی … جراح.
مارک: و چرا میخوای جراح بشی؟
امیلی: چون واقعاً یه کاری میکنی (دستهایش را در چند جمله بعدی تکان می دهد) استخون ضربه میخوره درستش میکنی یه چیز بد میبینی بدیش رو جدا میکنی به جای اینکه دارو تجویز کنی. عقب بایستی… ببینی که چی میشه… داروهای مختلف رو امتحان کنی… به این دلایل میخوام جراح بشم (مارک به او نگاه میکند)
مارک: میدونی نکته ی اصلی جراحی چیه؟ تیکه های گوشت ،نه مردم. امروز صبح دیدی یه تیکه گوشت آماده که بی حسی خورده و روی تخت افتاده داری. قدرت خیلی بالایی .داری نمیتونن باهات بجنگن.
ربکا: (به امیلی با عذرخواهی) این جوری میگه تا تحت تأثیر قرارت بده( بی توجه به او) و باید بتونی با کاری که با اون تیکه گوشت میکنی زندگی کنی یا وقتی جای اشتباه رو سوراخ میکنی چون وقتی پوست رو میشکافی، خودتی و خودت.( به ربکا) من وشتی رو دیدم وقتی گوشت رو میبره وحشت می کنه به همین دلیل برای همیشه به جراح افتضاح باقی میمونه.

نویسنده

ناشر

مترجم

دسته بندی ها

نمایشنامه

شابک

9786225636057

قطع کتاب

تعداد صفحات

92

سال انتشار

نوع جلد

شومیز

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “سرزمین ببرها”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *