کتاب انواع ادبی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بریده ای از کتاب:
حاج مصطفی از پشت سر اسلحه را به طرف حمید گرفت و گفت:« اگر عراقیها بودند حتی فرصت بیدارشدن هم نمیدادند، اینجا همه نگهبانی میدهند. اگر قرار باشد هرکس تا خسته شد، بخوابد الان عراقیها همهمان را از بین برده بودند. هیچوقت نباید اسلحهات را از خودت دور کنی!» افکار مختلفی به سر حمید زد. حتی با خود فکر کرد شاید حاج مصطفی از دست او ناراحت است، به خاطر حرفهایی که آن روز توی ماشین به او زده بود. حمید به خود آمد. اسلحه را گرفت. توی تاریکی هم خجالت میکشید به حاج مصطفی نگاه کند. حاج مصطفی دید حمید پشیمان است. گفت :« حالا …








