کتاب دیدار با زندگی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
این کتاب ما را به دیدار با زندگی فرا میخواند. ما نمیدانیم عشق چیست، ما عاشق نیستیم، ددمنش، زمخت، بیتفاوت و بیرحم شدهایم. بدون عشق هیچکس قادر به حل هیچچیز نیست. آیا هیچگاه از خود پرسیدهاید چرا در وجودتان از عشق اصلا خبری نیست؟ آیا میدانید منظور من از عشق چیست؟ منظورم مهربانبودن بدون هیچ انگیزهایست، بخشندهبودن صرف، عاطفهداشتن به دیگران و زشتی خیابانهای کثیف و فقر را احساسکردن و علتش را پیداکردن است . … گریستن، نه بر وضع خانوادهی بیچارهی خود یا مرگ کسی که دوستش دارید، بلکه گریستن برای هرجومرج کامل این دنیا… باید دید- دیدنی واقعی و غیرکلامی- دیدن غیرکلامی, یعنی بدون بیننده، زیرا عصارهی عادت و تعارض است. چرا بهدنبال دوست هستیم؟ که به او وابسته و یا مصاحبی داشته باشیم؟ اینکه ما به دیگران تکیه میکنیم بهخاطر تنهایی و عدمکفایت است که به استفادهجویی و بهرهکشی ازدیگران میپردازیم تا تنهاییمان را پر کنیم… بیشتر ما بسیار تنها هستیم، و هرقدر مسنتر شویم احساس تنهایی بیشتری میکنیم و به تهیبودن خود بیشتر پی میبریم… بیاموزید که معنای تنهابودن چیست و هرگز از آن نگریزید، به آن نگاه کنید، با آن زندگی کنید، ببینید معنای ضمنی آن چیست، تا بدینترتیب از نظر روحی و درونی به کسی متکی نباشید، آنوقت معنای عاشقبودن را خواهید دانست. جیدو کریشنامورتی متولد ۱۲ مه ۱۸۹۵ در هندوستان و درگذشته در ۱۷ فوریه ۱۹۸۶ میباشد. موضوعات مورد بحث او عبارتاند از: وابستگی و ترسهای روانی، آزادی و استقلال فردی، شرطیشدگی ذهن، طبیعت ذهن، مراقبه، روابط انسانی، یادگیری و آموزش. او بهطور مداوم بر نیاز انسان به یک انقلاب درونی تأکید داشت؛ انقلابی که نمیتواند توسط یک عامل یا مرجع بیرونی، مذهبی، سیاسی، یا اجتماعی رخ دهد.
















