
یادداشتهای زیرزمینی هم خودش غریب است و هم روایتش. اما از این دو غریبتر حکایت راویِ این یادداشتهاست: شخصی که چند سال آزگار در زیرزمین (زیرِ زمین) زندگی کرده. آنقدر که «عادت به زندگی کردن» را از دست داده. در این چند سال تنها راه ارتباطش با «دنیای واقعی» و «زندگیِ زنده» شکاف بین در و دیوار زیرزمین بوده. از…


































































































