کتاب خاطرات جنگ خوک
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب: جنگ بدون هیچ مقدمه ای آغاز شده جوان ها افتاده اند به جان پیرها آزارشان میدهند، تهدیدشان میکنند و حتی آنها را میکشند. پیرمردها شده اند نماد شکست و خمودگی جامعه دیکتاتورزده و جوانها دیگر توان تحملشان را از دست داده اند انگار عاقبت خود را می بینند و در مقابلش سر به شورش برداشته اند. ویدال اما در تلاش است نشان دهد که هنوز پیر نشده که شاید بازنشسته باشد. اما کارها از دستش بر می آید… که هنوز می تواند عاشق شود.جوانها دارند جا میزنند در آینده نزدیک اگر حکومت دموکراتیک دوام بیاورد پیرها اداره اش میکنند خودتان ببینید حساب دو دو تا چهارتاست. اکثریت آرا ببینیم آمار چی میگوید الان دیگر آدمها در پنجاه سالگی نمی میرند. در هشتاد سالگی میمیرند پس فردا هم میشود در صد سالگی خب چه نتیجه ای میگیریم؟ اگر کمی فکر کنید متوجه میشوید که این طوری تعداد پیرها چقدر بالا می رود و نظرشان در اداره امور کشور چه وزنی پیدا می کند دوران دیکتاتوری پرولتاریا دیگر به سر آمده و جایش را به دیکتاتوری پیرها خواهد داد.






