کتاب میاندار
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
از طریق بیسیم، با نیروهای محاصرهشده در نیزار در ارتباط بودم. دو شب پیاپی برای شکستن حلقه محاصره پای کار میرفتیم؛ ولی شرایط بههیچوجه اجازه کار را نمیداد. عدهای در دل نیرهای دشمن در محاصره بودند؛ در میان نیزار، با بدنهای زخمی و تحلیلرفته. آنها باید در گرمای سوزان روز عرق میریختند و در سرمای سخت شب میلرزیدند. باید گرسنگی چندروزه را به امید امداد فردایی نامعلوم تحمل میکردند. صدای نزار آنان در پشت بیسیم قلبم را سخت میفشرد. میدانستم که آنها چشمبهراه مناند. به آمادگی بدنی و غیرت من مطمئن بودند و امید داشتند آنها را از محاصره بیرون بکشم؛ اما من ناتوانتر از هر زمانی، مانند پرندهای گرفتار، به هر سو که میرفتم دیواره قفس بود و این مرا بیشتر شرمنده میکرد. تازه میفهمیدم انسان تا چه اندازه ضعیف است!





