کتاب مینورام
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
روزها در پی هم میگذشتند و برگی جدید از زندگی مینو ورق میخورد. دختری که تمام تلاش خود را میکرد تا به ذرهای آرامش دست یابد. اما نمیدانست که در نهایت آتشی بهپا خواهد شد که شعلههایش دامن خودش را نیز میسوزاند. نمیدانست آسایش را از عدهای سلب میکند تا خود به آرامش برسد. خودخواهانه قدم در راهی میگذاشت که حفرههایی عمیق از تباهی در آن وجود دارد. که با افرادی آشنا پر میشوند و راه را برای او هموار میسازند.
و چه کسی اطمینان میدهد؟ که در این راه نلغزد و خودش نیز همراه اطرافیانش در گودال فرو نرود؟!





