کتاب آنک آن یتیم نظر کرده 1
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
گویی جشنی سراسری بود که هیچکس و هیچچیز را توان برهمزدن آن نبود. سیماها از شادی میدرخشید و لبخندهای انباشته مهر دمی از لبها دور نمیشد گرمای میانه تابستان و تابش خورشید نیمروزی و شره کردن عرق از سرورو و تنها نیز، انگار بدیشان کمترین رنجی نمیرسانید. اینک مردم پیاده چندان پیرامون پیامبر و شتر وی را گرفته بودند که همراهانش را از وی جدا ساخته و پس پشت نهاده بودند. چون به کوی جهنه رسیدند از فراز دیواری، صدای سالخورده زنی برخاست که میخواند محمد بهترین مردان و گرامیترین آفریده آفریدگار است.











