کتاب شوق ایمان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
بنیصدر که از ابتدا مثل آهک وارفته و روی صندلی بله داده بود، یکباره شوکه شد. شاید آنها که در تمام طول جلسه درباره واگذاری پادگان و بعد حمله به آن صحبت میکردند همگی رگ خواب بنیصدر را میدانستند و میدانستند چگونه او را نسبت به قضیه حساس کنند تا موافقتش را به دست بیاورند. اما منبعد از آنکه دستم را روی میز کوبیدم گفتم: «بسمالله الرحمن الرحیم خاک بر سرتون کنند تا سلامتی شما امرای ارتش اسلام هستید و از کیان اسلام و مملکت اسلامی میخواهید دفاع کنید.»





