کتاب عهد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
می دانست که آن لحظه بالأخره روزی فرا خواهد رسید، اما آن را به گونه ای دیگر تصور کرده بود. نمی دانست که راه رسیدن به رستگاری این همه پیچیده و نامطمئن است اصلا شاید چیزی غیر از این نباشد. هر یک روزی که از خانه دور بوده است. از جهد و تلاش دور نبوده است. کوششی اساسی و مهم که حالا در لوح وجودش نقش بسته است اما نمی خواهد در هیچ کدامشان غور و تفحص کند، چرا که هیچ چیز خوشایندی در آنها نمی بیند. زنده ماندن به هیچ وجه آموزنده نیست فقط تحقیر کننده است. در تلاش است تا هر آنچه به وضوح به خاطرش می رسد را با تمام وجود پس بزند؛ کاری که همه انجامش می دهیم تا قادر به ادامه ی راهمان باشیم.







