کتاب فرار
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
پنج روز پیش، موجی از قتلهای عجیب و غریب سراسر کشور را درنوردید؛ بیمنطق، بیرحمانه، و ظاهراً بیهیچ ارتباطی با یکدیگر… یک افسر پلیس وارد خانۀ سالمندان میشود و بیمهابا سالمندان و کارکنان آنجا را تیرباران میکند.تیراندازیهای گسترده در مدارس، شورشهایی خونبار در زندانها، و اعمال خشونتی فراتر از تصور در هر ایالت. چهار روز پیش، این جنایات ده برابر شد… سه روز پیش، رئیسجمهور در پیامی به ملت، با لحنی ملتمسانه، از مردم خواست آرامش خود را حفظ کنند… دو روز پیش، قاتلان سازماندهی و تجهیز شدند… دیروز، برق سراسر کشور قطع شد… و امشب، اسامی کسانی که باید کشته شوند، از رادیو درحال پخش است. تو پشت میز آشپزخانهات نشستهای، و رادیویت را به گوش گرفتهای. اسم تو هم خوانده میشود؛«جک کالکلاف». تو همسر داری، همچنین یک دختر و یک پسر خردسال. در آلبوکرکیِ نیومکزیکو زندگی میکنی. عدهای در راهاند، تا تو و خانوادهات را بکشند. دلیلش را نمیدانی. تنها یک کار میتوانی بکنی: فرار کنی!

















