کتاب به قلبش اشاره کرد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
زن ها یکی یکی مرا در آغوش گرفتند و تبریک گفتند. صدای کل کشیدن و هلهله بلند بود. صفیه در حالی که برای محمد شعر می خواند او را به این سوی پرده آورد عطر او همه جا را گرفت و بوی عود و گلاب گم شد. امین لحظه ای سربلند کرد و نگاهم کرد با چشمانی که می خندید و نگاهی که دریایی از عشق به قلبم می ریخت. همه عمر در انتظار چنین لحظه ای بودم آرام و به نجوا گفتم حالا دیگر خانه ام خانه توست و من کنیزت یا محمد… با حیایی شیرین سر به زیر انداخت و به قلبش اشاره کرد کنیز؟ شما بانوی این خانه اید اشک شوق از گوشه چشمانم سر خورد خوشبخت ترین زن عالم بودم که بانوی قلب محمد می شدم.






