کتاب حضور خاموش
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
رمان اجتماعی « حضور خاموش» در مورد مسائل اجتماعی صحبت میکند و تمرکز اصلی آن بر روی این سه آیتم است؛ ماهیت جامعه، عملکرد جامعه و تاثیرات جامعه بر روی افکار و اعمال انسان البته این ۳ آیتم را با رویکردی انتقادی نسبت به جامعه مورد بررسی قرار میگیرد.
بخشی از کتاب:
صبحی دیگر شروع شده. حیدر توی آشپزخانه مشغول است. سلامی میکند و پلهها را میرود بالا. پنجره باز است. ابرهای پراکنده آبی آسمان را پر کرده و بوی باران نزدیک. میبندد و مینشیند پشت میز. وسوسهی شنیدن حرف های صبا راحتش نمیگذارد. با اینکه هنوز مثل سگ از غافلگیر شدن میترسد. بلند میشود و سر پنجه میرود اتاق او و در را پشت سر میبندد. چراغ رو میزی را روشن میکند و میگردد میان خرت و پرتها دنبال دستخطی، دفتر خاطراتی، جایی که بشود باقی این درددل را شنید. نیست. کشو را میگردد آنجا هم نیست. میرود سراغ کتابها. جایی که خودش بود آنجا پنهان میکرد. میان مسخ کافکا و طاعون کامو پیدایش میکند. فکر میکند ببرد اتاق و با خیال راحت بخواند اما نمیشود. مینشیند پشت میز و دفتر را باز میکند.
چند روزی بود حوصلهی نوشتن نداشتم. حتی آمدن به گالری. ژانت میخواهد برگردد نیویورک. میگوید همراهش بروم. حق با اوست نیاز دارم مدتی دور باشم. برای همه بهتر است. برای مامان که میدانم هست. کامران مرد خوب و همراهی است. نباید آن همه پافشاری میکرد. به او گفته بودم بند، چینی شکسته را یکدست نمیکند. باورم نکرد. تصمیم گرفته بود داماد خانوادهی صدر شود که شد. چقدر حرف برای گفتن دارم. خستهام.







