کتاب چیزهای کوچکی مثل اینها
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کلر کیگِن با آنتون چخوف، نویسندۀ روس، و ویلیام ترور، هموطن ایرلندیاش، مقایسه میشود. کیگن از حس همدلی عمیق آنها بهره برده است و چشمانی تیزبین برای دیدن جزئیات مهم دارد و نسبت به مسائل اخلاقی بسیار حساس است، مسائلی که هم برای آنها که شاهد فرومایگیها و رنجکشیدنها بودهاند هم برای کسانی که خود رنج کشیدهاند به دغدغهای فکری بدل میشود…
اکنون، سال 1985 در یک شهر کوچک ایرلندی است. در طول هفتههای منتهی به کریسمس، بیل فرلونگ، یک تاجر زغال سنگ و پدر خانواده با شلوغترین فصل زندگیاش روبرو میشود. یک روز صبح زود هنگام تحویل دادن سفارش به صومعه محلی، بیل به کشفی دست می یابد که او را مجبور می کند هم با گذشته خود و هم با سکوت های همدستانهی شهری تحت کنترل کلیسا روبرو شود.






