کتاب ایست
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
به قوانین پرداخته انسان که رسیدی
قداست غایب است.
مطلق دیگر اینجا در کار نیست
هر چه که هست
در بند نسبیت است.
ایست حکایت گفت وگوی دو نفر است. با دیدگاه های مخالف – درباره جواز یا عدم جواز عبور از چراغ قرمز در نیمه شب که با زبانی، گرچه حتباس به دستور موسیقایی گفتار اما بسیار ساده و بی تکلف روایت شده و مضمون اصلی آن مسئله ای است عمیق که به ویژه در سه دانش فلسفه حقوق و سیاست از دیرباز محل بحث بوده، چيستي منشأ و حدود اطلاقی با نسبیت قوانین انسانی؟










