کتاب تابوت و انتهای دایره
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
کشیش: (بلند و رسمی) خانم! میگن یکی از کشته های جنگ اینجاست. اجازه بده ما وظیفه مونو انجام بدیم.
زن: (به تندی) چه وظیفه ای؟
کشیش: (با آرامش) دعا فرزندم. ما میخوایم براش دعا کنیم. پیش از هر کاری باید روحش آرام بگیره. میتونم بهت قول بدم که اعضای باقیمانده کلیسای ما از برجسته ترین و متدین ترین حافظان شریعت هستن. یکیشون آدم مدرنیه و باور داره یک کشیش با اصل و نسب، حتی میتونه به موهاش ژل بزنه و در مواقع خاصی با یک کمونیست هم کلام بشه.
زن: (خشمگین) نیازی به دعا نیست. فقط دست از سرم بردارید.





