کتاب دربند
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
آملی دختر جوانی است که پس از مرگ پدرش مجبور می شود به لندن برود و زندگی اش را خودش بسازد. او با مشکلات مالی روبه رو می شود ولی تلاش می کند مستقل باشد. در این مسیر او با زن ثروتمندی به نام کارولین آشنا می شود که به او کمک می کند و زندگی اش کمی از بی ثباتی فاصله می گیرد. او را شبی در خواب با سرپوشی می دزدند و در اتاق تاریکی زندانی می کنند او با ترس شک و سختی های زیاد مواجه می شود، اما تصمیم می گیرد حقیقت را کشف کند بگریزد یا دست کم بفهمد چه کسی پشت این جریان است و چرا باید در آن وضعیت گرفتار شود داستان در هر فصل گاهی به اکنون و گاهی به گذشته می پردازد.
تغییر جریان هوا را زیر بینیام حس می کنم؛ این یک میلی ثانیه پیش از آن است که چیزی یک تکه نوار چسب کلفت روی دهانم بچسبد و فریادی را که ممکن است از گلویم خارج شود خفه کند. چشم هایم ناگهان باز می شوند. سایه تیره ای بالای تختم دولا شده است.

















