کتاب حکایت مرد تنها جلد 10
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
هیچ کس حاضر نشد تنها بیاید پیش تو. پیش تو که نه اسلحه داشتی و نه چوب تعلیمی که مثل رئیس حوزه شهربانی آن را توی سرمان خرد کنی، اما میترسیدیم. وقتی نگاهمان کردی، فهمیدیم که میدانی برای چه آمدهایم. اماچقدر مهربان بودی آقا! چقدر احتراممان کردی! آقا من در عمرم از کسی مهربانی ندیدهام، احترام که جای خود دارد، اما تو احترامم کردی. اسمم را که پرسیدی بعدش گفتی: «خوش آمدی حبیب آقا!» نگفتی شمر، نگفتی حبیب شمر، گفتی حبیب آقا.





