کتاب ویراژ
این کتاب شامل جشنواره تخفیف اسفند کتاب جم است.
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
نویسنده
ناشر
معرفی کوتاه
فرشید پرسید: چقد پول داری؟ گفتم: به سکه پنجی
گفت : بریم بهترین بزنیم بگردیم؟ گفتم : عشقه .
… ما هر روز دور از چشم فضا خونواده با خیال راحت و تو شهری که زیر موشک بارون بود پشت موتور و یراژ می دادیم. موشک بالای سرمون بود. خیابون شلوغ بود فرصت فرار نداشتیم.
به فرشید گفتم : اگه شهید بشیم ، باباهامون از کجا ماروپیدا کنن؟
مشخصات
دسته بندی ها داستان کوتاه, داستان ایرانی
شابک ۹۷۸۶۲۲۸۰۳۷۳۵۶
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات ۸۴
سال انتشار ۱۴۰۲
نوع جلد شومیز




