فراز پندار
چینش کتابها

در ميان انبوه زبالههای شهر، گلهاي وحشي ميرويند و جانوران پرسه ميزنند، اما فقط شازده آشغال به آنها توجه ميكند. او به جانوران غذا ميدهد و راههاي جديدي براي استفاده از چيزهايي كه مردم دور انداختهاند، پيدا ميكند. سرانجام روزي فرا ميرسد كه ديگر كاميونها در آنجا زباله خالي نميكنند و شازده آشغال دوباره جايي از آن خود دارد.

حکایت بخشش حکایت جوجهتیغی و موش کوری است که در زمستان هر دو در یک سوراخ کوچک لانه کردهاند. بخشش مثل پرواز بر فراز ابرهای توفانزا و رسیدن به ابرهای سفید بزرگ پنبهای با آسمان آبی و خورشید تابان است. هنگامی که فری و زیزی در حال کشمکش و بگومگو وارد اتاق پدرشان میشوند، او تصمیم میگیرد بچههایش را به…

تقتقزوزوس، بچهدایناسوری که تازه میخواهد به دنیا بیاید، بهاندازهای نزدیکبین است که حتی نمیتواند راه بیرون آمدن از تخم را پیدا کند و وقتی بالاخره از تخم بیرون میآید، زندگی چندان برایش آسان نیست… این کتاب سرگذشت بامزهی دایناسوری است که بعد از تحمل سختیهای زیاد متوجه میشود داشتن عینک اشکالی ندارد.

گاهی بهاندازهای عصبانی میشویم که تنها آرزویمان این است که دیگران تنهایهان بگذارند! یک شب، پسر کوچولویی که همین آرزو را میکند، به آرزویش میرسد. وقتی از خواب بیدار میشود، خود را در یک جزیرهی کوچک مییابد که در آسمان شناور است و شگفتانگیزترین چیزها را در آنجا میبیند. طلوع و غروب ماه و رقص ستارهها در آسمان. ستارههای نورافشان…

موشی میخواهد ببیند توپ جدیدش تا کجا بالا میرود، اما توپ موقع پایین آمدن به گلدان نازنین مامان میخورد و آن را میشکند. موشی میفهمد که بدجوری توی دردسر افتاده است. آیا باید تکههای شکستهی گلدان را مخفی کند؟ یا باید داستانی سر هم کند و تقصیر را به گردن دیگری بیندازد؟ هیچ یک از این کارها به نظرش درست…

خیار گل به سر و گوجهفرنگی گلگلی، دو کارآگاه معروف دنیای سبزیجات را به صحنهی جنایت دیگری احضار میکنند. وقتی به خانهی شاتوتخانم میرسند، با صحنهی وحشتناکی روبهرو میشوند. نخودسبز و دوستانش شب آنجا میهمان بودند؛ همه جا به هم ریخته بود و یک نفر پایهی تخت را شکسته بود. اما کی پایهی تخت را شکسته بود؟ چهار متهم میگویند…

خیلی از بچهها یک دندان بهانهگیر دارند، اما دندان این پسر کوچولو با همه آنها فرق میکند. این دندان، خواستههای خود را با صدای بلند اعلام میکند و اصلا خجالت نمیکشد که کسی از آنها باخبر شود. دندان بهانهگیر همهجا او را اذیت میکند تا سرانجام پسر کوچولو تصمیم میگیرد با هویج به جنگ آن برود. آیا پسر کوچولو میتواند…

آیا عینک میزنی؟ آیا همیشه آخرین نفری هستی که برای بازی کردن انتخاب میشوی؟ آیا کارهایت را آهستهتر از دیگران انجام میدهی؟ آیا تا به حال به همین دلایل بچههای دیگر را مسخره کردهای بچههایی که با تو تفاوت دارند؟ اگر به بچههای دیگر زور گفتهای یا بچههای دیگر به تو زور گفتهاند وقت آن رسیده است که تغییر کنی.…

کتاب «مدرسه چه خوبه» برای کودکانی که نگران روز نخست مدرسه شان هستند، مناسب است. لولا درباره این که باید به مدرسه برود یا نه مطمئن نیست. او فکر می کند نیازی نیست بتواند تا بیشتر از ده بشمارد چون هیچ وقت بیشتر از ده تا شیرینی نمی خورد.به نظر او نیازی نیست بتواند به دوستانش نامه بنویسد چون می…
نویسندگانی که کتابشان توسط «فراز پندار» ترجمه شده است
نویسندههایی که حداقل یک اثرشان با ترجمه این مترجم موجود است.
ناشرهایی که کتابهای ترجمهشده توسط «فراز پندار» را منتشر کردهاند
فهرست ناشرهایی که این مترجم با آنها همکاری نشر داشته است.
















