
در تعبیری نیچهای، تنها زمانی به آزادی میرسیم که دیگر از دستور زبان پیروی نکنیم! شاید این ایده را بتوان جانمایهی نظرگاه «لویی فردینان سلین» دانست؛ نویسندهای که مرزهای رادیکالیسم در نوشتن رمان را به سرحداتی رساند که هیچکس از تیغ برهنهی زهرآگینش در امان نبود، حتی خودش! او ناسازگار با هر مفهومپردازی پیشینی، هر نظم استوار و هر برساخت…