
بخشی از کتاب: در شهرِ جنگ، شهری که هیولاها در آن حکمرانی میکنند، چیزی بهاسمِ امن وجود ندارد. کیت هارکر و آگوست فلین، وارثان شهری دوپارهشدهاند؛ شهری که در آن، خشونتْ زایای هیولاهایی واقعی است. کیت فقط میخواهد مثل پدرش بیرحم باشد؛ پدری که به هیولاها اجازه میدهد که آزادانه در شهر بچرخند و انسانها را وامیدارد برای برخورداری از…
