
در دل تاریکی، جایی میان مرگ و زندگی، گُلی میروید از جنس خون و سایه. «استخوانهایمان را در خاک نیمهشب دفن کن» قصهٔ زنانی است که از عشق میمیرند و با گرسنگی دوباره زاده میشوند. از اسپانیای قرن شانزدهم تا خیابانهای بارانخوردهٔ بوستون امروز، وی. ای. شواب جهانی میآفریند که در آن زیبایی و خشونت، آزادی و تباهی، عشق و…




























