
۱.
کتاب صنم
بخشی از کتاب: هر وقت او را میدیدم فکر میکردم دارد میخندد نگهبان جلویمان ایستاد و رو به غلامرضا: گفت به چی میخندی؟ مگه با تو شوخی دارم؟ غلامرضا گفت قیافهام این جوریه و به کسی نمیخندم نگهبان که فکر میکرد غلامرضا او را دست انداخته با کابل برق به دست او زد. آن قدر محکم زد که پوست دستش…
۲۹۲,۵۰۰ تومان