کتاب صنم
نویسنده
ناشر
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
هر وقت او را میدیدم فکر میکردم دارد میخندد نگهبان جلویمان ایستاد و رو به غلامرضا: گفت به چی میخندی؟ مگه با تو شوخی دارم؟ غلامرضا گفت قیافهام این جوریه و به کسی نمیخندم نگهبان که فکر میکرد غلامرضا او را دست انداخته با کابل برق به دست او زد. آن قدر محکم زد که پوست دستش پاره شد و استخوانش دیده شد.
مشخصات
دسته بندی ها ادبیات دفاع مقدس
شابک ۹۷۸۶۰۰۰۳۵۶۰۱۹
قطع کتاب رقعی
تعداد صفحات ۱۷۰
سال انتشار ۱۴۰۴
نوع جلد شومیز





