
بخشی از کتاب: حسین به بالای سرش نگاه میکند. تکه کوچکی از آسمان بین آروارههای تیز و تاریک دره گرفتار شده است وقتی به راه افتادند مهتاب بالای سرشان بود؛ اما حالا پشت کوههای دندانهدار گموگور شده است. صدای زوزه باد در دل دره میپیچد؛ زوزهای کشدار که معلوم است دارد از تاریکی روبهرو به آنها نزدیک میشود باد هرچه…
