
روزی روزگاری؛ در کوهستانی دوردست عقاب شجاعی با خانوادهی خود زندگی میکرد. عقاب پدر، یک پســر و دو دختر داشــت؛ روزی عقاب پدر و عقاب مادر تصمیم گرفتند به شــکار بروند. آن روز قرار شــد عقاب پســر از خواهرهای کوچکتر خود مواظبت کند. عقاب کوچولوی قصهی ما از ارتفاع و تاریکی میترسید. پدر و مادر صبح زود به پرواز درآمدند…
۶۲,۱۰۰ تومان