بهاره گندمی
چینش کتابها

از متن کتاب: یه چیزی از همه مهمتر بود تو زندگیم...!یه چیزی شرمگین که زندگیم رو به تباهی کشوند...!قلبم طاقت این همه اعتراف رو نداشت. من اونو کشتم...!همسری که ناشناخته بود...!نمی تونستم تحمل کنم عشقی که انتخاب من نبود...! حرف هام شبیه خواب بود...!خوابی که بیدارم کرد...!بیداری که تو خواب بود...!حالا دنیام با بودنش رنگی شده بود...!من عاشق کسی شده…

از متن کتاب: این بار باور دارم که می توانم دوباره زندگی کنم، دوباره عشق بورزم، دوباره شاد باشم. دوباره امیدوارم بودن را دوست داشته باشم و عاشق باشم. این بار باورهایم تفاوت دارد، این بار حسرت نمی خورم تا آه بکشم! این بار حرف هایم را می زنم تا بغضی برای اشک ریختن نداشته باشم. توهم باور کن، باور…

از متن کتاب: هر دختری واسه خودش کلی ارزو داره...با همون آرزوها روزاشو شروع میکنه با همونا شب بخیر به رویاهایش میگه...منم مستثنا نبودم؛ از دخترای دور و برم...نبودم مثل اونا؛ ولی کنار اون شدم هم رنگ دخترای عادی تو رویاهام...اولین باری که دیدمش... وقتی به چشماش زل زدم... وقتی می خواست بفهمه یک دختر تک و تنها تو لونه…
ناشرهایی که کتابهای «بهاره گندمی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.
