داریوش عابدی
چینش کتابها

"انوش با عصبانیت و حیرت به صادقی چشم دوخت. برق نگاه و زنگ صدایش پر از خشم و خشونت شده بود. صادقی دوباره تبدیل به همان کسی شده بود که چهل سال پیش مردم را به درگیری دعوت میکرد. انگار پس از چند سال تنهایی و گوشهنشینی اجباری، اینبار با انرژی بیشتری میخواست کارهای خشونتبار گذشته را تکرار کند."

”آخرینبار که در این شهر بودم ایوان از من خواست فالش را بگیرم. فالش را دیدم. به او هشدار دادم، ”در طالعت میبینم بهزودی این شهر گورستان تو و خانوادهات میشود.“ در آن سالها ایوان در اوج قدرت و ثروت بود. از حرفم بهشدت خشمگین شد...“ کارآگاه انوش برای پیداکردن سوفیا، دختر دوستش، به بندر میرود و در آنجا متوجه…
ناشرهایی که کتابهای «داریوش عابدی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.






