
من بچهی جنگم؛ زاده ی ماههای نخست جنگ؛ پدر و مادرم، خانواده ها و دوستهایشان، همه زندگی را از صفر مطلق شروع کردند. با بدبختی، با نداری، با ترس... مهر «جنگ زده» روی پیشانیمان، شوخی تلخ دیگر روزگار بی مرام با ما بود. پناه بردیم به شهر کوچکی که تنها چند کیلومتر ناقابل با خانه هایمان فاصله داشت. پناهمان دادند…
قیمت درج نشده