ساناز لرکی
چینش کتابها

بخشی از کتاب: وقتی پسرعموی تبسم به روستا آمد تعادل همهچیز برهم خورد. کامیار؛ پسر عمویی که تبسم هیچوقت ندیده بود و روحش هم خبر نداشت که قرار است چه فاجعهای را رقم بزند. کامیار به خانهی عمویش پناه آورده بود تا پدرش به ازدواجش با دختری که دوست داشت رضایت دهد و دقیقا در همان نقطهی سرنوشتساز تعادل همه…

از متن کتاب: _ خیلی سال پیش یه متنی خوندم در مورد طوفان. میگفت گردباد همیشه درحال حرکته. از دور میبینیش که مرتب اینور و اونور میره. فقط تو یه حالته که باید بترسی، وقتی که ثابت میمونه. وقتی اونو بیحرکت میبینی یعنی درست داره به سمتت میاد. _ الان یه گردباد مستقیم میبینی ماری؟ _ الان دارم تو رو…

خیال گلستان داستانی بلند از ساناز لرکی است و روایت زندگی دختری به نام پرنیان است که فال زندگیاش «ایام غم نخواهد ماند» آمده است اما این فال را قبول ندارد و احساس میکند زندگیاش هیچگاه روی خوش به خود نخواهد دید. او از طرفی حق دارد، مشکلات زندگی او بیشمار و طاقتفرساست، ولی این نکته را به فراموشی سپرده…
ناشرهایی که کتابهای «ساناز لرکی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.

