
بخشی از کتاب: روی قایق نجات بودم و هنوز کشتی عظیم تایتانیک همانطور آرام در حال غرقشدن بود و من از سرما درون آب پر از یخ آویزان، تکیه به قایق نجات، مادر را که در قایق بیهوش بود، نگاه میکردم. صدایی ناآشنا و مبهم در گوشهایم زوزه کشید، قوت گرفت، بعد فریاد خشدار و ناموزونی شد: «زود باشید ببرید…
۹۷,۲۰۰ تومان