
هیلدا در چادر خود نشسته است، با یک چراغ قوه و همراه بیقرارش، توئیگ، با جلدهای بزرگتر فیوردز وقایع حیات وحش کوتوله شده است، اما هیلدا در آبدره ها نیست و باران هم نمی بارد. هیلدا در اتاقش چادر زده است و چند روزی است که بیرون رفته است. در ماجراجویی جدید هیلدا، او با نیسه آشنا میشود: دستهای بدجنس…


