
متوجه شدم کسی دارد به من نزدیک می شود، آهسته برگشتم تا احیانا فرانک با خانم جوان دیگری را ببینم که با من دمخور است، کوهان بود که داشت با ظرف غذایش می آمد پیشم. با این که از حضورش خرسند بودم ولی بی هیچ عکس العملی از او روی برگرداندم و به خوردنم ادامه دادم. بدون اینکه نگران کثیف…
۴۰۵,۰۰۰ &#x۰۶۲A;&#x۰۶۴۸;&#x۰۶۴۵;&#x۰۶۲۷;&#x۰۶۴۶;