
بخشی از کتاب: هیزل دوازده ساله عاشق کارآگاه بازی است و وقتی خبردار میشود برادرش دن می خواهد به گورستان برود و قایم باشک بازی کند، تصمیم می گیرد بالاخره معمای ارواح گورستان را حل کند، اما.... به محض تمام شدن بازی شان همه چیز خراب میشود. دوست صمیمی برادرش گم میشود و انگار آب شده و رفته توی زمین…
