
بخشی از کتاب: «آرزو کرد اتفاقی بیفتد. درحای که مجلهای را نگاه میکرد، آرزو کرد. مجلهای که دست دبی بود برای خواهرش کریسن بود؛ همینطور تختی که رویش نشسته بود و ژاکتی که تنش بود، آنها را وقتی قرض گرفته بود که برای استفاده از برق لب کریسن به اتاقش آمده بود، اما کریسن آنجا نبود. دبی با خودش گفت…
۲۶۸,۲۰۰ تومان