
بخشی از کتاب: شیوا را میبینم که دست شمیم را گرفته و هراسان بهسمتم میدود. شمیم وحشتزده و بیسروصدا بدون اینکه اعتراض کند، به دنبال شیوا کشیده میشود. چه اتفاقی افتاده؟ چرا اینقدر پریشاناند؟ قدمهایم را تند میکنم. «چی شده؟» از همین فاصله، قفسهی سینهی شیوا را میبینم که از شدت ترس بالا و پایین میشود. اینهمه آشفتگیاش قلبم را…
۳۸۶,۱۰۰ تومان
