
شعری از کتاب مرگ های نزدیک به زندگی: تفنگها از کلاه و گلولهها، از کفشهای چاپلین جدیتر بودند اما مردان بسیاری را خنداندهاند؛ از جنگ جهانی اول بگیر تا خان طومان چه سربازانی که دلهاشان را گرفتند وُ بر خاک غلت زدند. زمین از زبان تعریفی ندارد؛ باران چه با ابرها بیاید، چه بعد از موشک گلهایش را بیرون میریزد…
قیمت درج نشده