میثم امیری
چینش کتابها

بخشی از کتاب: نور چراغها زودتر راه ساحل را به ما نشان میدهند. میزنیم به دریای آب روی گندمزار همیشه فکر میکردم گندم و کشت از بیآبی از بین میرود. ولی حالا گندمها زیر دریایی از آب دفن شدهاند. چه رؤیای مهیبی که روی گندمزاری قایق برانی و آب موج برداشته بیغمی را ببینی که دل صاحبان گندم را خون…

بخشی از کتاب تی لم: صدا به روشنی از توی حسینیه به گوش میرسد. عکس جلال را روی در حسینیه میبیند؛ با چهرهای خندان و عینک آفتابی و کمریشتر از روزی که او را دیده بود. میفهمد که اینجا باید مراسم ختم باشد. نزدیک در اصلی حسینیه میشود. کنار در، مردم ایستادهاند و حلوا خیرات میکنند. کیومرث میاندیشد برای نویسندهای…
ناشرهایی که کتابهای «میثم امیری» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.


