کتاب تی لم
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب تی لم:
صدا به روشنی از توی حسینیه به گوش میرسد. عکس جلال را روی در حسینیه میبیند؛ با چهرهای خندان و عینک آفتابی و کمریشتر از روزی که او را دیده بود. میفهمد که اینجا باید مراسم ختم باشد. نزدیک در اصلی حسینیه میشود. کنار در، مردم ایستادهاند و حلوا خیرات میکنند. کیومرث میاندیشد برای نویسندهای چون جلال، این صحنه چقدر عجیب و خندهدار میتواند باشد. دارند حلوایش را میخورند. نمیداند این حلوای کسی را خوردن، در کتابهای جلال آمده هرگز یا نه.









