
راوی بینامی که تک و تنها درون جعبهای در کنار پیادهرو دراز کشیده، به دنیای بیاعتنای پیرامون خود فکر میکند. تنها همدم او که مادرش است مدتها پیش ترکش کرده صدای قطاری در همان حوالی است. درست در هنگامیکه ترس نزدیک شدن مرگ بر وجودش چیره میشود، زن جوان رهگذری به او چشم میدوزد و این رودررویی سرنوشتساز زندگیهايشان را…
