کتاب او و گربه اش
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
راوی بینامی که تک و تنها درون جعبهای در کنار پیادهرو دراز کشیده، به دنیای بیاعتنای پیرامون خود فکر میکند. تنها همدم او که مادرش است مدتها پیش ترکش کرده صدای قطاری در همان حوالی است. درست در هنگامیکه ترس نزدیک شدن مرگ بر وجودش چیره میشود، زن جوان رهگذری به او چشم میدوزد و این رودررویی سرنوشتساز زندگیهايشان را برای همیشه تغییر میدهد. بدینترتیب نخستین داستان از او و گربهاش، مجموعه چهار داستان کوتاه بههمپیوسته و مرتبط، آغاز میشود؛ داستانهایی که در آنها چهار زن و گربههايشان به کشف ناپایداری زندگی، رنج تنهایی و محدودیتهای ارتباط با دیگران میپردازند.
او و گربه اش تفسیری منحصربهفرد و شیطنتآمیز از کاستیهای انسانی و آرزوی ما برای برقراری ارتباط با دیگران ارائه میدهد. این کتاب بهسادگی نشان میدهد که حتی در تاریکترین و تنهاترین لحظههای زندگیمان، اغلب به شیوههایی که هرگز انتظارشان را نداشتهایم همچنان با این جهان شگفتآور یکی هستیم.

















