
بخشی از کتاب: به احساساتم اجازه دادم پیش از قلبم فرمانروایی کنند، شدم مادری که خطای فرزندش را میبیند و به آن معترف است اما فقط تذکر کوچکی میدهد و از آن میگذرد. عشق را لبالب در نگاهم جای دادم و در مقابل شب سیاه چشمانش که سوسوی نفرت را به تماشا گذاشته بود، خیره نگاهش کردم. چقدر مولکولهای هوا…


