
دربارهی کتاب : داستان تبلور روناک درباره ی دختری است که ناخواسته عاشق و دلباخته ی تنها پسر دشمن دیرینه ی پدرش شد … دشمنی اردشیرخان و حاجی منوچهر زبانزد بزرگ و کوچک روستا بود… وصال آن دو یک محال بود. اما انگار تقدیر بیرحم روناک خواب دیگری برایش دیده بود… آن شبی که خواهرش سر زا رفت و نوزاد…

