هرمن پریش
چینش کتابها

آملیا بدلیا برای تابستانش کلی برنامهریزی کرده، برای همین وقتی پدر و مادرش میگوید که باید به یک اردوی تابستانی شبانهروزی برود، حسابی ناراحت و عصبانی میشود! آخر او هیچ علاقهای به اینجور اردوها ندارد؛ آن هم یک اردوی قدیمی و خستهکننده و حوصلهسربر. حالا آملیا بدلیا فقط به یک چیز احتیاج دارد، به! یک نقشهی تند و سریع تا…

آملیا بدلیا نمیداند وقتی بزرگ شد میخواهد چه کاره شود. برای همین وقتی در مدرسه به درس شغلها میرسند، اصلا خوشحال نمیشود. آخر او ترجیح میدهد زنگ تفریح با دوستانش خوش بگذراند تا اینکه به آینده فکر کند! اما وقتی با همکلاسیهایش به بازدید شرکت پدرش میروند او از یک دختر بدخلق تبدیل به دختری با ایدههای بزرگ میشود.

آملیا بدلیا قرار است در عروسی ساحلی خاله ماری نقش دختر گلریزان را داشته باشد. اما اصلا صبر و تحمل ندارد. قبل از عروسی یک عالمه کار باید انجام دهند: از درست کردن غذا گرفته تا آماده کردن لباس عروسی و کیک. آملیا بدلیا هم باید دستی در همهی این کارها داشته باشد. حالا عروسی همانطور که دوست دارند پیش…

آملیا بدلیا حسابی هیجانزده است، چون قرار است تعطیلاتش را در کنار دریا بگذراند، در خانهی خاله ماری. با پسرخانهاش توی شهر بچرخد، موجسواری یاد بگیرد و با دوستهای او دوست شود؛ اما شبی میفهمد که جیسون یواشکی از پنجره بیرون میرود... چه اتفاقی برایش افتاده؟ چه اتفاقی قرار است برای جشن ساحلی بیفتد؟

آملیا بدلیا خودش را حسابی توی دلتان جا می کند!... آملیا بدلیا عاشق همه چیز مزرعه است؛ شیر دوشیدن، پیدا کردن تخم مرغ های رنگی، سوار تراکتور شدن، پریدن روی پشته ی خرمن و پخش کردن سالاد! و مهم تر از همه این که آملیا بدلیا دوست دارد مثل خانم دینکینز شستش سبز باشد! آملیا می گوید: جانمی جان! یک…

با آملیا بدلیا کار نشد ندارد!آملیا بدلیا یک دوچرخه ی جدید می خواهد؛ یک دوچرخه ی براق و خوشگل مثل مال سوزان.اما مادر آملیا بدلیا می گوید چنین دوچرخه ای خیلی گران است و او باید خودش پول جمع کند.حالا تنها چیزی که آملیا بدلیا لازم دارد، یک شغل است. اما مگر به همین راحتی هاست؟زود باش کتاب را بردار…
ناشرهایی که کتابهای «هرمن پریش» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.
مترجمهایی که کتابهای «هرمن پریش» را ترجمه کردهاند
بر اساس کتابهای موجود در فروشگاه و دادههای دستهبندیشده.










