پوریا عالمی
چینش کتابها

طنزهای مطبوعاتی روزانه، به خصوص طنزهای سیاسی روزانه برای مخاطبان هرروزه روزنامه تازگی و جذابیت خاصی دارد، اما علاوه براین در این گونه طنزهای روزانه تاریخ نگاری غیرعمدی وجود دارد که اگر این طنزها جمع آوری شود و به صورت کتاب دربیاید می تواند حال و هوای سیاسی و اجتماعی آن دوره زمانی را برای مخاطب به زبانی شیرین و…

ما نمی خواهیم دوباره داغ دل مردم را تازه کنیم و پرونده بابایی آموزش و پرورش را بریزیم روی داریه. اما گویا ما هم بی خیال شویم خودشان ول کن نیستند و این بار برای این که حسن مدیریت شان را فراگستر و جهانشمول کنند، درمیان همه مدارس تنها همان یک کلاس را که آتش گرفته بودبازسازی کردند، نتیجه می…

داستان این رمان درباره ی یک خانواده ی 4 نفری است. پدر خانواده از فعالین حزب توده و گروه های مارکسیستی در دوران قبل از پیروزی انقلاب است که بعد از پیروزی انقلاب دچار سرخوردگی شده و از گذشته خود پشیمان گشته است.پسر خانواده، آرمان، از نظر فکری و عقیدتی راه پدر را ادامه می دهد و در دوران جوانی…

کاناپه ی پوریا عالمی که در چند سال اخیر به آن وفادار مانده سبکی چندضلعی است که نویسنده تنها یکی از این ضلع هاست. آن ها که به اقتضای سوژه ی پوریا عالمی روی کاناپه ی او می نشینند خود راوی داستان خویش هستند. لکنت بیانی، تناقض های گفتاری و ابهام گویی های ناخودآگاه یا عمدی و بالاخره نتیجه گیری…

«کتاب غم» مجموعه سروده هایی از پوریا عالمی است.در بریده ای از کتاب می خوانیم:«زن همسایهدندان غم انگیزی ست در ساختمان ماکه کرم داردشارژ ماهانه پنجاه هزار تومان استشارژ موبایل پنج هزار تومانهیچ کدام شارژ نیستیم جز پدرم که شارژ ساختمان و شارژ موبایل را می پردازدو زن همسایه که رییس ساختمان استچاه ساختمان گرفتهغم حیاط را برداشتهغم پارکینگ را…

کتاب «قصه های آمبولانس چی» برگرفته از قصه های طنز سیاسی-اجتماعی است که در سال ۱۳۹۳ از پوریا عالمی به عنوان یادداشت در ستون آمبولانس چی در روزنامه شرق چاپ شده است. انتخاب این یادداشت ها در این کتاب بیشتر بر مبنای محتوا و اهمیت خبرهایی است که ماده اولیه هر ستون را شکل داده است، خبرهایی که در تاریخ…

من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه بالا و پایین رفتن هایم را برایتان تعریف می کنم. آسانسورچی صفحه ای است که به دعوت بزرگمهر حسین پور در چلچراغ راه انداختم. برخلاف باقی نویسندگان و روزنامه نگاران تا الان هیچ کدام از مجموعه آثار پیوسته مطبوعاتی این قلم، شانس نداشته غول مرحله آخر را رد کند و مجوز انتشار بگیرد.

لکنت گاهی غم در لبی است که میخنداند گاهی درد در دستی است برای نوشتن که قلم شده است گاهی آزادی در کاردی است که به استخوان پرنده رسیده است من تفاوت آفتاب و زغالم سجع خونین کبک و کباب و کباب کبک کاسهی آبی که بهزور به گوسفند میخورانند قبل قتل سطربهسطر موسیقی ظریف پنهانی لابهلای کلمات دستور ساطور…
ناشرهایی که کتابهای «پوریا عالمی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.





