کتاب ای کاش بینی من هم سبز بود
معرفی کوتاه
در کتاب «ای کاش بینی من هم سبز بود» می خوانیم، پانچلو با خودش فکر کرد داشتن بینی سبز او را سریع تر، باهوش تر یا قوی تر نمی کند، بلکه فقط او را شبیه بقیه ی مردم دهکده می کند. چطور ممکن است کسی بخواهد بینی اش را رنگ کند، در حالی که ایلای (سازنده ی آدم چوبی ها) آن ها را به دلیلی خاصی، متفاوت از یکدیگر ساخته است. اما زمانی رسید که پانچلو دیگر به دیدن ایلای نمی رفت و کم کم بینی رنگ شده چندان به نظرش احمقانه نمی آمد. چون بینی رنگ شده او را شبیه دیگر ومی کی ها می کرد. پانچلو در آن زمان، بیشتر از هر زمان دیگری، نیاز داشت صدای سازنده اش را بشنود که می گفت: «من در هر شرایطی تو را دوست دارم و همیشه به تو کمک خواهم کرد تا به همان شکلی برگردی که تو را ساخته بودم.»ما هم درست شبیه پانچلو، گاهی می خواهیم همرنگ جماعت شویم تا در جامعه مقبول باشیم. این نیاز ما را مجبور می کند خودمان را به شکل دیگران درآوریم، شبیه آ ن ها رفتار کنیم و تصور کنیم اگر این طور نباشیم، از طرف جامعه طرد خواهیم شد!
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از مکس لوکیدو
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر مهرسا
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط لیلا کاشانی وحید
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.